چرا برندسازی در ورزش مهم است؟

b2ap3_thumbnail_1_20150706-092031_1.jpgعبارت برندسازی به موضوعی داغ و جذاب در دنیای تجارت تبدیل شده و بعد از اثرگذاری در دنیای صنعت و تجارت چندی است که به دنیای ورزش نیز پای گذاشته است. سازمان های ورزشی که قدرت برندسازی را درک کرده اند، توانستند از طریق اجرای آن به طور معناداری تعداد علاقه مندان خود را بالا برده، تعداد بیشتری از مشارکت کنندگان را به سمت ورزش خود جذب کرده و درآمدهای خود را ارتقا دهند. برندسازی در ورزش می تواند مهمترین ابزاری باشد که سازمان های ورزشی به منظور یافتن فرصت های جدید جهت رشد و توسعه به آن نیاز دارند.

هنوز اعتقادی کلی در دنیای ورزش وجود دارد که برند همان لوگو است. اگرچه ویژگی های فیزیکی سازمان شما همانند لوگو، سربرگ، نوع رنگ آمیزی محیط کار و نوع پوشش کارکنان و مواردی از این دست مطالب بسیار مهم و کلیدی هستند اما برند چیزی فراتر و گسترده از این موارد بوده و به عنوان تصویر مشخص و جایگاهی تعریف می شود که شما به عنوان سازمان، محصول، خدمت و یا یک فرد در ذهن مشتری به خود اختصاص می دهید. برندها تصاویری در ذهن مشتری بوجود آورده و الگوهای رفتاری مشخصی را در آنها ایجاد می کنند.

هنگامی که برندسازی در ورزش به کار می رود، این تعریف به این معنی است که یک محصول یا خدمت از قیبل یک نوع ورزش( فوتبال یا بسکتبال) یک نوع رویداد( جام جهانی یا المپیک) یک شخص( ورزشکار یا مربی) و یا یک سازمان ورزشی ( باشگاه یا فدراسیون) می تواند به عنوان یک برند درک شده و شناخته شود. همچنین مشتریان ورزشی این موارد را به گونه های مختلف درک می کنند. مطلب مهم و اصلی این است که تصویر ایجاد شده از برند در ذهن مخاطب و درک آن از طرف مخاطبان، ارزش برند را تعریف می کند. برندها الهام بخش بوده و نماد ارزش هایی می باشند که منجر به ترسیم تصویر و شهرت برند در ذهن افراد می گردد.

 

برند، توانایی تشخیص یک محصول از میان طیف وسیعی از محصولات را آسان می کند. حتی در دنیای ورزش ما تعداد زیادی از ارائه کنندگان محصولات و خدمات داریم( از جمله افزایش تعداد ورزش های جدید).  بنابراین هر نوع ورزش، هر فدراسیون و باشگاهی باید راهی برای متمایز کردن خودش در میان رقبا بیابد. در بازار شلوغ امروزی این امر، هر روزه کاری مشکل و مشکل تر می شود. برند یک مزیت رقابتی قدرتمند در میان رقبا خواهد بود. یک برند قوی همچنین قابلیت انتقال به محصولات جدید را نیز دارد. این امر به سازمان های ورزشی اجازه می دهد محصولات و خدمات جدید ارائه کرده و فرصتی برای افزایش درآمدهای خود داشته باشند. سازمانی با برندی قوی، بهتر در مقابل تهدیدها و تأثیر رقبا ایستادگی می نماید. در زمان ها و موقعیت های بحرانی تصویر مطلوب در میان مشتریان باعث می شود اشتباهات و نوسانات بازار اثر زیادی بر فروش و درآمد سازمان ورزشی نداشته باشد. برند قوی کمک می نماید تا سازمان ورزشی، مشتریانی وفادار داشته باشد و این مشتریان به سازمان و کیفیت خدمات آن اعتماد داشته و وفادار باقی می مانند. بلیطهای مسابقات یک فصل باشگاه ها بزرگ پیش خرید می شوند. این پدیده ایمان به برند نام دارد. جایی که ارزش برند در ذهن مشتری به قدری بالاست که مشتری همیشه به برند وفادار باقی می ماند حتی به رغم نتایج بد و ضعیف یک تیم. مشتریان حاضرند پول بیشتری برای محصولات و خدمات برندی که به آن ایمان دارند بپردازند. در حقیقت یک برند قوی شایستگی را به مشتریان خود هدیه می دهد و حس برتر بودن را به آنها القا می کند.

یک برند، تمام فعالیت های بازاریابی را تعیین می کند و یک ابزار قدرتمند و مهم برای اثرگذاری و کنترل بازار است. مدیریت برند یک وظیفه مدیریتی است که در پی یافتن استراتژی هایی برای ساخت و ترویج برند به منظور دستیابی به مزیت رقابتی تعریف می شود. نکته اساسی در مدیریت برند دستیابی به موقعیت منحصر به فرد در ذهن مشتریان و ایجاد اعتماد عمومی است. فرایند مدیریت استراتژیک برند به شرح زیر است:

  • این کار با تحلیل وضعیت موجود سازمان ورزشی آغاز می شود. شناسایی نقاط ضعف و قوت و مقایسه آنها با رقبا در زمینه ها گوناگون از جمله محصولات، خدمات، سازمان و کارکنان.
  • مرحله بعد این است که شما می خواهید چه چیزی را به عنوان برند معرفی کنید و می خواهید چگونه در ذهن مخاطب جایگاه یابی کنید. آیا می خواهید ورزش، سازمان یا محصولات و یارویداد خود را برند کنید.
  • نکته بعد این است که بازاری که در آن فعالیت می کنید را مشخص نمایید. آیا در یک بازار محلی فعالیت می کنید یا یک بازار بین المللی. و سپس باید رقبای خود را در این بازار بشناسید.
  • براساس تحلیل اولیه باید مشخص نمایید که رقبا در این بازار چگونه جایگاه یابی نموده اند. به عبارت دیگر مشتریان چگونه آنها را می شناسند و درک می کنند. علاوه بر این باید کشف کنید که هم اکنون شما چه جایگاهی را دارید و سپس مشخص نمایید مشتریان تمایل دارند چه جایگاهی را به شما بدهند. این نقشه جایگاه یابی نشان میدهد که رقبای شما چه جایگاهی دارند، شما چه جایگاهی دارید و از منظر مشتریان چه جایگاهی را باید داشته باشید.
  • نقشه جایگاه یابی، ایده مشخصی درباره تصویر برندی که مورد نیاز است ارائه می دهد. جایگاه یابی شما باید نزدیک به جایگاه مورد نظر مشتریان از شما باشد.
  • هدف دوم بعد از تصویر برند، تعیین آگاهی از برند است. به عبارت دیگر، چه تعداد افراد در بازاری که حضور دارید، شما را می شناسند. هردوی این اهداف استراتژیک یعنی تصویر برند و آگاهی از برند باید به آمیخته بازایابی شما منتقل شوند.(محصول شما چیست. چه قیمتی دارد. کجا و از طریق چه کانالی به دست مشتریان می رسد).

با استفاده از ابزارهای متفاوت آمیخته بازایابی، شما باید اطمینان حاصل کنید که به تمامی اهداف تصویر برند و آگاهی از برند دست یافته اید. برای این کار نیاز دارید تا با استفاده از ابزارهای متفاوت آمیخته بازاریابی، تصویر مشخص و از پیش تعیین شده از برند داشته باشید.  تمامی اعمال در قبال محصول، قیمت، مکان و توزیع باید دقیقأ متناسب با اهداف از پیش تعیین شده و جایگاه یابی مناسب برای برند باشد.

برندسازی فرآیندی است که اگر به دقت و از مسیر دقیق علمی و تجربی انجام گیرد موفقیت های مالی و غیرمالی بالایی برای سازمان به ارمغان می آورد. برندسازی باعث می شود سازمان یک بازنگری اساسی درباره ماهیت و فعالیت های خودش انجام دهد. فرایند اجرای برندسازی نیز مانند بسیاری از فرایندهای مدیریت باید براساس ترتیب خاص خود و بادقت انجام گیرد.

درپایان لازم به یادآوری است که مطمئن شوید تصویری که تصمیم دارید از خود بسازید قبل از آشکار شدن کاملا مورد بررسی قرار گیرد زیرا ممکن است باعث آسیب رسیدن به ذهنیت مشتریان شده و ترمیم آن نیز کار آسانی نخواهد بود. اما اگر تصویر کاملا روشن و ارتباطتان موثر باشد، اگاهی ایجاد شده از برند ارزش بالایی به ورزش، باشگاه و رویداد شما خواهد داد.

Share this article:

">
امتياز دهيد:
شرط حضور در شبکه های اجتماعی
فروپاشی جمعی اقتصادی در صنعت ورزش

Related Posts