برندها و برقراری ارتباطات عاطفی

b2ap3_thumbnail_0_20160108-130607_1.jpgارتباط احساسی و عاطفی، یکی از پنج محور تشکیل دهنده سیستم ارزش برند است.( چهار محور دیگر شامل آگاهی، تمایز، ارزش و در دسترس بودن می باشد). مشتریان باید اول برند شما را بشناسند، سپس آن را دوست داشته باشند و در آخر به آن اعتماد کنند و یک ارتباط احساسی و عاطفی با آن برقرار نمایند.

افراد به دلایل زیر با برندها، از نظر عاطفی ارتباط برقرار می کنند:

  • برند، نماد چیزی ارزشمند، برای مشتریان هستند. و برای آنها، ارزش، ایجاد می کنند.
  • برند، قدرتمند و پرجنب و جوش است و با افراد، در سطوح متفاوت احساس های چندگانه، ارتباط برقرار می کنند.
  • برند، منحصر به فرد است.
  • برند، قابل تحسین است.
  • برند، به طور مداوم با افراد تعامل دارد و آنها را ناامید نمی کند.
  • برند، سبب می شود افراد احساس خوبی داشته باشند

راه های خلاقانه زیادی برای دستیابی به این ارتباط عاطفی وجود دارد. از تبلیغات و کیفیت پاسخ دهی به مشتری، تا باشگاه مشتریان و فعالیت های حمایت از مصرف کننده. ارتباط عاطفی می تواند مشتریان را به مرحله فراتر از وفاداری به برند ببرد، طرفداری از برند.

این مطلب مهم است که اطمینان یابید، همه کارکنان که در خط مقدم ارتباط با مشتری هستند، انسان هایی قابل اعتماد، کمک دهنده، دوست، مؤدب ، مهربان و شاد باشند. به این لیست می توانید همدل بودن، شنونده خوبی بودن و ایجاد حس اطمینان در مشتری را اضافه کنید. برای داشتن نیروی انسانی با کیفیت، باید سیستم استخدام و آموزش مناسب و فرهنگ سازمانی قدرتمندی را تدارک ببینید. به خاطر داشته باشید که خدمات خوب در گرو احساس مثبت، رفتار مطلوب با مشتریان و حل مشکل آنها می باشد. در نهایت، ارتباط عاطفی، از سهیم شدن در تجارب مثبت با برند در طول زمان نشئت می گیرد.

 

برخی دیگر از رویکردهای ایجاد کننده وفاداری شامل موارد زیر می باشد:

  • برند، عادت به تعامل مکرر و پی گیرانه را تشویق می کند( تا زمانی که تعامل لذت بخش و مفید بوده و در مقابل تمایلات افراد قرار نگیرد).
  • برند، راهی برای ایجاد ارزش جمعی به مشتریان پیدا می کند، مخصوصأ هنگامی که ارزش، قابل استفاده در محصولات و خدمات شرکت های رقیب نباشد.

"رالف جانسون" در کتاب خود به نام " جامعه رویاپرداز" به این اشاره می کند که جامعه اطلاعاتی در حال انتقال و تبدیل شدن به جامعه رویاپرداز است که در آن تصویر سازی ها و داستان سرایی ها به محور اصلی ارزش ها تبدیل شده است. وی شش فعالیت مبتنی بر احساسات و عواطف درحال ظهور را شناسایی می کند:

  • ماجراجویی
  • جامعه(باهم بودن، دوستی، عشق)
  • مراقب هم بودن
  • خوداظهاری( چه کسی هستم؟)
  • آرامش ذهن
  • ایستادگی به پای چیزی( اعتقادات)

هر برندی که در جستچوی ایجاد ارتباط عاطفی می باشد، باید راهی برای تبدیل شدن به پیشرو و رهبر در یکی از این موارد و یا دیگر انگیزه های انسانی بیابد.

در اینجا مثالی از یک شرکت تولید کننده غذای سگ نقل ارائه می شود که چگونه از پیام رسانی عملگرا به سمت پیام رسانی عاطفی حرکت کرد.

در سال 2004، شکرت "پدیگری" رهبر بازار بود. به هر روی، رفته رفته سهم بازار خود را به رقبا واگذار کرد . در آن زمان، پیام های این شرکت بر روی ویژگی های محصول بود. در سال 2005، آژانس تبلیغاتی این شرکت، پیشنهاد تغییر شعار تبلیغاتی را داد به گونه ای که به جای تمرکز بر روی ویژگی های کارکردی محصول بر روی " عشق به سگ ها"  تمر کز کند. و به جای تأثیرگذاری بر ذهن مشتریان برروی قلب آنها اثرگذار باشد. شعار تبلیغاتی شرکت بدین صورت تغییر پیدا کرد: " اگر متقاعدم کنی که عاشق سگ ها هستی، اجازه می دم به من غذا بدی."

امروز، این شرکت فعالیت هایی نظیر، گالری نژادها، محاسبه گر سن سگها، پرسشنامه تطبیق نژادی، راهنمای رایگان توله سگها، و پذیرش کمک ها به بنیاد پدیگری را انجام می دهد تا بتواند به سگ ها در داشتن یک زندگی مطلوب و داشتن خانه ای که در آنجا آنها را دوست بدارند، کمک کند.

ترجمه: محمد حسین انصاری

Share this article:

">
امتياز دهيد:
چگونه مانند یک رهبر فکر کنیم و مانند یک کارمند عمل...
برترین شرکت های مشاوره مدیریت در سال 2015

Related Posts