مشاوره مدیریت بهسا

بلاگ بهسا,وبلاگ بهسا مشاوره مدیریت بهسا تجارت الکترونیک استاندارد و ایزو مشاوره مدیریت

تفکر سیستمی قابل تزریق نیست !

b2ap3_thumbnail_system.jpg

کلمه تفکر سیستمی مدتی است که در میان مدیران، کارشناسان، مشاوران  و صاحبان سرمایه بر زبان ها جاری می شود و اینطور به نظر می رسد که کلمه بسیار جذاب و دارنده تفکر سیستمی فردیست که بر همه مشکلات غلبه نموده و در مقابل تفکر سنتی به موفقیت های بیشتری دست پیدا می کند.

این موضوع باعث شده کلاسها و دوره هایی هم در این زمینه برگزار گردد تا تفکر سیستمی را آموزش داده و مدیران را با نحوه اجرا و نهادینه کردن تفکر سیستمی آشنا نماید.

هرچند به شخصه ارزش زیادی برای آموزش قائلم اما تجربه به من ثابت کرده، بعضی از علوم با دوره های آموزشی کوتاه مدت قابل اکتساب نبوده و نیاز به وجود یک فرهنگ و بعضاً قابلیت های شخصیتی می باشد که این فرهنگ سازی و تغییر رفتار البته قابل دسترسی اما در یک دوره زمانی بلند مدت و مستلزم پایه ریزی همه شرایط می باشد.

قبل از اینکه نحوه نهادینه کردن تفکر سیستمی را بیان کنم، اجازه دهید مروری کنیم بر اصل موضوع:

 

تفکر سیستمی چیست؟

در اینجا دو کلمه داریم یکی تفکر و دیگری سیستم، از تلفیق این دو کلمه شیوه ای بدست می آید که نهایتاً دیدگاه صاحب تفکر سیستمی را به موضوعات پیرامون تغییر می دهد. این تغییر دیدگاه موجب می شود که به جای نگاه به اعضای مستقل یک مجموعه به کل فرآیند هائی که موجب موفقیت آن مجموعه می گردند توجه داشته باشیم.

بطور مثال وقتی سوار یک خودرو می شوید و شروع به رانندگی می کنید، مجموعه ای از قطعات و فرآیند ها موجب حرکت خودرو شما می گردد و کل خودرو شما یک سیستم را تشکیل می دهد. هرچند عملکرد هریک از قطعات به تنهائی مهم است اما هیچ قطعه ای به تنهائی خواسته های شما را برآورده نمی کند هیچ یک از قطعات خودرو به تنهائی قادر به رساندن شما به مقصد نیستند. یک باک بنزین 20 لیتری قادر نیست به تنهائی حتی یک کیلومتر شما را به حرکت درآورد، هرچند که یک خودرو کامل هم بدون یک لیتر بنزین حرکت نمی کند.

سیستم مجموعه ای از بخشهائی را تشکیل می دهد که در نهایت موجب به ثمر رسیدن یک فرآیند و با یک محصول می گردد، حال اگر مجموعه ما فاقد تعامل در ارتباط صحیح بین اجزا باشد برآیند مفیدی از آن بدست نخواهد آمد. لذا در اینصورت ما فقط صاحب یک مجموعه ای از اجزای پراکنده هستیم که سیستم نیست، حال یک سازمان را تصور کنید، ممکن است شما مدیر یک سازمان باشید و این سازمان متشکل از منابع انسانی متعددی باشد، در صورتی که تعامل مشخص و هدفمند بین افراد وجود نداشته باشد شما صرفاً مدیر یک مجموعه هستید هرچند که  در این مجموعه هریک از واحدها در حال انجام دادن کارهای مربوط به خود هستند اما تعامل بین انها در راه رسیدن به اهداف نیست.

حال پس از تعریف نسبی سیستم باید بدانیم که چه نوع تفکری ، سیستمی محسوب می شود. مسلماً براساس این تعاریف تفکر سیستمی نوعی از تفکر و نگرش است که بر تعامل بین اجزاء و نحوه رسیدن به اهداف کلان با استفاده از هر یک از اجزا تاکید داشته باشد. در این نوع تفکر جایگاه و ارزش هریک از اجزا در محل خود مورد توجه قرار گرفته و برنامه ای برای تعامل سیستم وجود دارد.

بطور مثال بدن انسان متشکل از اجزایی است که هر یک در جایگاه خود ارزشمند است و به طور مستقل فعالیت خود را انجام می دهد اما همانطور که همه می دانیم فعالیت هریک از اعضای بدن به طور مجزا تاثیری بر سیستم نداشته و زمانی فعالیت آنها مفید خواهد بود که در سیستم بدن قرار گیرد. مورد دیگر این است که این سیستم در صورت نداشتن یک برنامه مشخص برای پیشبرد اهداف ناکارآمد خواهد بود و همین سیستم مشابه که میلیاردها نمونه از آن در جهان وجود دارد بدون رهبری صحیح راه به جایی نمی برد.

پس از تعریف کلی تفکر سیستمی به سراغ موضوع اصلی می رویم ، آیا تفکر سیستنی اکتسابی است؟

در پاسخ باید گفت هر چند تمام مهارتها در جهان قابل اکتساب و یادگیری است اما برخی از مهارتها با آموزشهای کوتاه مدت و تنها با نام گذاری یا صحبت کردن در آن مورد بدست نخواهد امد، تفکر سیستمی یک مدل قابل پیاده سازی نیست و دقیقاً به شخصه تجربه آن را در ایران در پیاده سازی سیستم های استاندارد مثل ایزو 9001 مشاهده کردم. هرچند هدف اصلی از استقرار سیستم های ایزو پیاده سازی سیستم و تعامل واحدها و بهبود مستمر بوده اما نتیجه در بسیاری از شرکت هائی که مبادرت به پیاده سازی و اخذ گواهینامه ایزو نموده اند چندان قابل توجه و مطلوب نبوده است.

یکی از مهم ترین دلایل این موضوع هم عدم وجودتفکر سیستمی و صرفاً اصرار در پیاده سازی یک نوع سیستم و آن هم بعضاً کپی برداری از یک سازمان دیگر بوده است.

نمونه فوق تنها یک مثال از عارضه های اینچنینی است و مدیران ، شرکت های دانش بنیان و اساتید و مشاوران مدیریت باید به این نکته توجه کنند که به جای تزریق یک تفکر و یک سیستم ، فرهنگ سازی و نهادینه کردن آن اهمیت بیشتری داشته و باید در دستور کار قرار گیرد.

سالهاست که در شرکتها و کارخانه ها و سازمان های مختلف شاهد حضور مشاوران و مدیرانی هستیم که به دلیل نبود تفکر سیستمی در صاحبان سرمایه و مدیران ارشد دچار یاس شده و قادر به پیاده سازی سیستم های مطلوب خود نشده اند لذا تفکر سیستمی به عنوان یک نگرش و نه یک تکنیک باید در اذهان مدیران و سپس کل مجموعه نهادینه شده و طی فرآیند طولانی تر از یک دوره آموزشی فرهنگ سازی گردد.

 

وحید زارعی

اردیبهشت 94 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

Share this article:

">
امتياز دهيد:
3 اشتباهی که در انتقال نسخه ایزو 9001:2015 باید دو...
لیست تکنیک های موردنیاز سئو برای تجارت الکترونیک

Related Posts