محمد حسین انصاری

بازاریابی درونی

b2ap3_thumbnail_122.pngدر گذشته و حتی در دنیای امروز، بسیاری از شرکت ها جهت تبدیل شدن به رهبر بازار و برای دستیابی به قله های فروش و سود و سهم بازار، از ابزارهایی نظیر تبلیغات رسانه ای، تبلیغات بیلبوردی، بازاریابی ایمیلی و تلفنی، برگزاری سیمنارها و روش های ترویج سنتی استفاده می کنند. این روش ها به عنوان بازاریابی خارجی شناخته می شود. روشی که بازاریابان، پیام خود را به بیرون انتقال می دهند و امیدوارند که مردم مانند سوزنی در انبار کاه، آن ها را بیابند و بشنوند و ببینند.

امروزه تکنیک های بازاریابی بیرونی، هر روز، اثرگذاری و کارایی کمتری دارد. زیرا اولأ، افراد در معرض پیام های اینچنینی بیشماری قرار می گیرند و به این خاطر هر لحظه به دنبال یافتن راه های جدیدی برای متوقف کردن این طوفان تبلیغاتی هستند، و ثانیأ هزینه های یادگیری درباره صنایع، برندها، محصولات و خدمات مختلف و خرید آنها، به واسطه حضور اینترنت( موتورهای جستجو، بلاگ ها، و رسانه های اجتماعی) بسیار کمتر از حضور در همایش ها و سمینارها و روش های آشنایی با محصولات و خدمات به شیوه سنتی می باشد.

جالب است بدانید که:

  • 44 درصد ایمیل های ارسالی تبلیغاتی به هیچ عنوان دیده نمی شود زیرا افراد آن را تلف کردن وقت می دانند.
  • 86 درصد افراد، تبلیغات تلویزیونی را نگاه نمی کنند.
  • 84 درصد افراد بین 25 تا 34 سال، تبلیغات بی ربط و مزاحم در اینترنت را حذف می کنند.
امتياز دهيد:

Share this article:

">
محمد حسین انصاری

فرآیند فروش، باید جزیی از استراتژی بازاریابی باشد

 

b2ap3_thumbnail_coaching_sales_process.jpgبازاریابی تنها بخشی در سازمان نیست که وظایف بازاریابی را برعهده دارد. فرآیند فروش، به طور معناداری در طی زمان به سبب تغییر در رفتار خریداران و رفتار بازار ، دگرگون شده و نیاز دارد که ارتباط و تعامل بسیار نزدیک و دقیقی با اعمال بازاریابی داشته باشد. تطبیق فرآیند و فعالیت های مربوط به فروش با استراتژی بازاریابی، کلیدی است که شما را از به نتیجه رسیدن فعالیت های بازاریابی سازمان مطمئن می سازد.

زمانه عوض شده است

درگذشته، فروش، فروشنده محور بود. فروشندگان به معرفی و تبلیغ محصولات خود به تمام افراد در دسترس می پرداختند و خودشان به شناخت نیازهای مشتریان و رفع آن اقدام می کردند. آنها، محصول را به خاطر خودشان(فروشنده) می فروختند نه برای خریدار. امروزه، خریداران آگاه شده اند، و چنین تاکتیک ها و فعالیت هایی اثر چندانی بر رفتار خرید آنها ندارد. در حقیقت، کمتر از نیمی از تصمیم خرید خریداران، قبل از تعامل با فروشندگان اتخاذ می شود.

امتياز دهيد:

Share this article:

">
وحید زارعی

استراتژی بازاریابی و برندینگ برای شرکت های کوچک

b2ap3_thumbnail_brand2222.jpg

هر چه بیشتر پیش می رویم و سالهای بیشتری از عصر ارتباطات و اینترنت می گذرد مشتریان به جای اینکه در مورد برندها بشنوند می خواهند جزیی از گفتمان برند ها باشند و خودشان تجربه درک برند را داشته باشند. این بدان معناست که مشتریان امروزه به جای قرارگرفتن در معرض بمبارانی از تبلیغات می خواهند برند مورد نظر خود را لمس کنند. بنابراین شرکتهای کوچکتر که تمایل ورود به بازار را دارند باید درک صحیحی از این موضوع داشته و بتوانند از فرصت چنین تمایلی در مشتریان بهره مند گردند.

اینجاست که داشتن یک استراتژی بازاریابی و برندینگ مبتنی بر ارتباط نزدیک تر با مشتریان می تواند جایگاه شرکتهای کوچک تر را در بازار رقابتی محکم تر کند. یک استراتژی ترکیبی که شامل روش های متفاوت بازاریابی جهت اطلاع رسانیست امروزه بسیار موثرتر از تکنیکهای تک بعدی است. متاسفانه صاحبان کسب و کار در این زمینه دقت عمل لازم را به خرج نداده و انرژی خود را صرف شیوه های تک بعدی می نمایند . استراتژی بازاریابی می بایست شامل کلیه مراحل درگیر کردن ذهن مشتری بالقوه تا نوع رفتار با خریدار و سپس وفادار سازی آنها باشد.

یکی از ارزانترین روشهایی که شرکتهای کوچک می توانند جهت توسعه برند خود براساس استراتژی وارد کردن مشتریان در گفتمان های شرکت استفاده کنند. فضای مجازی و اینترنت بوده که به اندازه سهل الوصول بودن پیچیدگی های خاص خود را دارد.

در اینجا به نکاتی که باید در استراتژی بازاریابی و برندینگ شرکت کوچک خود در عصر ارتباطات توجه داشته باشید اشاره میکنم

امتياز دهيد:

Share this article:

">
وحید زارعی

بازاریابی اصطلاحی که درست درک نشده است

b2ap3_thumbnail_Marketing-Planning_20150711-044233_1.jpg

کلمه بازاریابی و فروش همیشه همراه با هر کسب و کاری به گوش میرسد. ایجاد واحد بازاریابی، استخدام بازاریاب و طرح بازاریابی اصطلاحاتی است که امروزه در اکثر محافل مرتبط با کسب و کار میشنویم و می خوانیم، اما در اغلب مواقع درک صحیحی از این اصطلاح وجود ندارد.

هرچند در سالهای اخیر با ترویج رشته بازاریابی در گرایش های مدیریت سعی شده نگاه تخصصی تری به این موضوع شود اما  غالبا حتی خود فارغ التحصیلان رشته بازاریابی دقیقا با وظایف و کار خود آشنا نیستند. بسیاری از صاحبان مشاغل گمان می کنند بازاریاب ها افرادی هستند که باید کالا یا خدمات آنها را به هر طریقی بفروشند و یا مشتریانی برای تولیدات آنها بیایند. در این شرایط اصولا تفاوتی بین بازاریاب و فروشنده دیده نمی شود و همین دیدگاه حتی در میان بسیاری از موسسات آموزشی باعث شده دو کلمه بازاریابی و فروش همیشه در کنار هم نام برده شوند.

در این مقاله به بررسی کلمه بازاریابی و شرح وظایف و حساسیت های آن و همچنین تفاوت بازاریابی و فروش می پردازم.

ابتدا اجازه دهید کلمه بازاریابی ( marketing   ) را تعریف کنیم: بازاریابی عبارت است از تحقیق و بررسی وضعیت بازار و دریافت نیاز مشتریان و نهایتا تولید و یا ارایه خدمات بر اساس نیاز بدست آمده از تحقیق و بررسی. حال با این تعریف می بینیم که آنچه در اکثر شرکتها و سازمانها به عنوان بازاریابی معرفی می گردد در تقابل با تعریف اصلی بازاریابی است. هرچند می توان فروش را بخشی از سیستم بازاریابی دانست اما مرحله فروش بخش پایانی سیستم بازاریابی را شامل می گردد و نهایتا یک سیستم بازاریابی صحیح و ارایه محصول بر اساس نیاز مشتری می تواند منجر به فروش گردد.

امتياز دهيد:

Share this article:

">