رجعتی

بهره‌ وری به‌ عنوان مسئله استراتژیک

بهره‌ وری به‌ عنوان مسئله استراتژیککشورهایی می‌توانند درصحنه‌های بین‌المللی حضور قوی پیدا کنند که ضمن استفاده بهینه از عوامل تولید، بخش‌های کشاورزی – صنعت و خدمات آن‌ها در حالت رقابت‌پذیری کامل با دیگر کشورها باشد. با نگاهی به کشورهای موفق جهان‌دیده می‌شود که این کشورها بهای لازم را به نیروی انسانی به‌عنوان مهم‌ترین عامل تولید و خدمات می‌دهند و در مقابل این نیرو با بالا بردن بهره‌وری خود در منافع حاصل از تولید سهیم می‌شود، که بالا بردن بهره‌وری باعث به وجود آمدن نظامی می‌شود که از آن‌همه طبقات اجتماعی استفاده می‌برند.

بهره‌وری یک معیار کنترل در دست مدیریت است و رابطه مستقیمی با کارایی، کیفیت و اثربخشی دارد. اگر سازمانی، بهره‌وری را به‌عنوان یک موضوع استراتژیک بپذیرد، مسلماً یک برنامه بهره‌وری نمی‌تواند پاسخ مناسبی به این چالش باشد؛ چاره کار در برقراری یک فرایند مدیریت برای بهبود بهره‌وری نهفته است. یک برنامه برحسب تعریف، محدود به یک دوره زمانی خاص می‌باشد، دارای عمر معینی است و شروع و پایانی دارد. در مقابل، یک فرایند مدیریت بهره‌وری، مستمر و پیوسته است و هنگامی‌که شکل گرفت، به عنصر مداوم و لاینفک عملکرد سازمانی تبدیل می‌شود. برنامه‌های بهره‌وری مشخصاً ماهیتی تاکتیکی دارند که اغلب مشتمل از یک یا چند تاکتیک یا تکنیک بوده که برای تحقق بخشیدن به بهبود بهره‌وری در کار طراحی‌شده‌اند. دامنه برنامه‌های بهره‌وری نوعاً محدود می‌باشد؛ بدین معنا که ممکن است تنها بهره‌وری نیروی کار یا حتی فقط بهره‌وری کارگران ساعتی یا دفتری را در برمی‌گیرد. در مقابل فرایند مدیریت بهره‌وری، تلاشی همه‌جانبه و فراگیر است و بهره‌وری کلیه داده‌های مهم در فرایند بهره‌وری را موردتوجه قرار می‌دهد. در فرایند مدیریت بهره‌وری، از بهره‌وری کارکنان حرفه‌ای، فنی و کادر مدیریت سازمان گرفته تا بهره‌وری سرمایه، مواد و منابع انرژی، همه و همه با جدیت تمام دنبال می‌شوند.

امتياز دهيد:

Share this article:

">